تبليغاتX
دلتنگ در متروپوليس

 

 

 

 

 

و اما بعد...

اینکه گفتند چرا جناب ما زود به زود وارد عرصه مجازی نمی شود که دیگر از اوضح واضحات است. چرا که اهتمام ما به فقرات مهمه (همان امور ملک و مملکت کذا) مانع است از تفرج ما در دنیای مجازی. ما نیز که خود میخ میان آسمان و زمینیم از چنان و چنین حرکاتی به طریق اولی مستغنی بوده و الا این که هراز گاهی از بهر تفقد رعایا حرکتی در بنان و انگشتان مبارک آورده و با صفحه کلید آشنا می کنیم جملگی نشان از رعیت نوازی و رعیت پروری ما است.

ای حال مطلب گفتنی هم ته کشیده است. البته نه اینکه (خدای نا کرده) جناب ما را نکته ای از بهر فرمایش نیست منتها گوش و هوش در خور نمی یابیم که فرمایشات ملوکانه را به او بگوییم.

با این حال یک چند بیت شعر ناب از وجود مبارک ما صادر گشته که ابیاتی از آن را در ذیل می آوریم و الباقی اش را وقتی که اوراق گمشده سوادمان را یافتیم:

الا تو که اندر هونگ آب می کوبی

                                              بیا و از این کار دست بر می دار

بیا و کله پر مغز را تکانی ده

                                             که تا نرود می سر تو بر سر دار

توان فکری خود را تو ای عزیز روشنفکر

                                            تباه مکن از برای خلق هشدار

...

+ نوشته شده توسط هانیبال در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386 و ساعت 0:40 |

 

 

 

 

 

 

و اما بعد...

این که الانه تبریک سال نو را بگوییم گذشته از بی موقعی و خنکی بسیار    اصولا در شان مقام و شان بلند ما نیست . لذا همان سکوت را اختیار می کنیم که سنگین تر باشیم.

+ نوشته شده توسط هانیبال در دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386 و ساعت 0:29 |
<