تبليغاتX
دلتنگ در متروپوليس

حتماً به این آدرس بروید و ساخت فیلم ۳۰۰ را محکوم کنید که هم ضد ایرانی است و  بدتر از همه، خلاف تاریخ. به بقیه هم بگویید و در بلاگ خودتان بگذارید

http://www.petitiononline.com/BTM3/petition.html

+ نوشته شده توسط هانیبال در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385 و ساعت 14:17 |
نه این که از آمدن بهار غمگینم، اما از رفتن زمستان دلتنگم

دیدار دوباره سپید برف را، باید سالی به انتظار نشست، و در این انتظار ها، چه می دانی که می روی یا می مانی...؟

گفته اند که هر چه نپاید، دلبستگی را نشاید، اما هنگام نگریستن به بلورینه های ترد و یخ زده برف،که تنها تا اولین نفس گرم آفتاب می زیند، آن سان که شکوفه های بهاری نیز، به تنها چیزی که سعی  می کنم نیاندیشم ، کوتاهی لحظه دیدار است

روز وصال جمله به کامم حرام کرد

                                                             دلشوره لیالی هجران بس دراز

حضرت سعدی نیز فرموده:

بس بگردید و بگردد روزگار                                 دل به دنیا در نبندد هوشیار

اما ما بی نصیب ماندگان از هوش چه کنیم؟ مرگ نیز بر آستانه ایستاده و از پنجره بسته به ما می نگرد و زندگی از دم در، قصد رفتن دارد

کاش در آن دنیا نیز، پنجره ای و منظره ای قسمت شود(هر چند با این کارنامه رنگارنگ به هر مصیبتی، زیاده جسارت است چنین توقعی)

 

+ نوشته شده توسط هانیبال در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385 و ساعت 13:37 |
همه شب خواب بینم ، خواب دیدار

                                       دلی دارم ، دلی بی تاب دیدار

تو خورشیدی و من شبنم، چه سازم؟

                                      نه تاب  دوری و   نه    تاب دیدار...

+ نوشته شده توسط هانیبال در شنبه پنجم اسفند 1385 و ساعت 13:38 |

و اما بعد...

   اینکه جناب ما چند صباحی را در بلاد دیلم گذراندیم از بهر تعویض آب و هوا، خود گویای آن است که بشر جماعت ، خواه عوام و رعیت ، خواه چو ما سلطان عالم، نا گزیر است از خستگی ناشی از روزمرگی این زندگانی این ایام این جهان و باید تفرجی و تنفسی و وقفه ای هر چند یکبار به تن و روان بدهد تا بهتر از عهده تکالیف برآید.

  البته ما سودای فرنگ داشتیم که یکی از چاکران به تفرج در همین بلاد اشارت کرد( در کامنت مطلب قبل) که این رای را پسندیدیم. به هر حال رفتیم و برگشتیم .وان شا الله باز هم برویم. منتهی در این سفر متاثر شدیم از ویرانی های بشر در طبیعت که از دار و درخت  گرفته تا سنگ پشت و قورباغه و مار و انواع حشرات اعم از موذی و غیر موذی که  به ضرب انواع سموم و اره برقی و ... نیست و نابود گشته است و پوشش نحیف جنگلی روز به روز نخ نما تر شده ، عنقریب بالکل محو می گردد و اندام برهنه خاک را لابد با سیمان و بتون و موزاییک و... از چشم نامحرم می پوشانند.

  یادمان باشد بدهیم یک حزب سبز مانندی، نظیر مملکت پروس در این ولایت بزنند تا بلکه افاقه کند.

جوایز مصنوعات سینماتوگراف را هم داند که طبق پیش بینی ما همان فردین برنده شد. الباقی رعایا هر چه می خواهند بگوییند. رای ، رای صائب ماست.

 

 

+ نوشته شده توسط هانیبال در سه شنبه یکم اسفند 1385 و ساعت 14:29 |
<