و اما بعد...
ابتدائاً متذکر می شویم که اگر چه گوشی موبایل خود را در یک سانحه (که حکماً از سوی اجانب مغرض نسبت به جناب ما صورت گرفته) ، از دست دادیم، ولی خودمانیم، آرامشی ما را نصیب گشته است از اینکه دیگر هول و ولای رسیدن SMS یا پاسخ دادن و حرص خوردن از اینکه Deliver شد یا نه را نداریم. به هر حال هر چیز را که منفعتی است ، ضرری است توامان و بالعکس(به قول امروزیها چالش ها و فرصتها...)
از پرداخت قبوض هم که دو ماه به دو ماه گریبان گیر می شود نمی گوییم که اگر-نعوذ بالله-ملک الموت در قبض ارواح و انفس کوتاهی کند، مخابرات در قلع و قمع بدهکاران هیچ تردید به دل راه نمی دهد. ما هم که سلطان مملکتیم، از آنجا که اسوه ای هستیم مر خلایق این ملک را، بر خود فرض می دانیم که اول از همه ، احترام به قوانین ملک و مملکت را بایسته دانسته و قبوض خود را سر موقع بدهیم. (انصافاً که خودمان از برای جناب خودمان ، جا دارد که حظ وافر نماییم).
شما هم بروید سر موقع هر چه دین دارید به خزانه شاهی، پرداخت کنید که عن قریب کفگیر خزانه به ته دیگ خواهد رسید و برای جناب ما از حیث اسباب عیش و تفرج مضیقه روی می دهد، خاصه که بعد از ایام عزا، سودای بلاد فرنگ داریم از جهت استراحت و این خود مستلزم هزینه هنگفت است. پول ترن و طیاره و هتل و غذا و استخدام مطرب و ساقی و ... و پزشک مخصوص و تهیه بلیت برای مشاهده اماکن معروفه و رخت و لباس در شان ما حین ملاقات با رجال(و گویا به تازگی نسوان) مملکتی و امرای دیپلوماسی و ... خود بالغ بر چندین کرور می شود که همه اش را که نباید ما از جیب مبارک بدهیم. بالاخره داریم می رویم که کار مملکت را بسامان کنیم، پس باید که بقیه هم گوشه ای از کار(یعنی هزینه ها ) را بگیرند.
تا بعد...

